ساقی میخانه
ساقی میخانه
امشب به گرد شمع تو پروانه می شوم
از هر چه غیر نام تو بیگانه می شوم
صبر و شکیب را گرفته ای و جار می زنم
با شور و حال عشق تو دیوانه می شوم
ای ماه بی نظیر شبستان بی دلان
با بارش نگاه تو ویرانه می شوم
چشمت شراب و چهره ی تو شطِّ آفتاب
من با جمال ماه تو مستانه می شوم
حالا بهانه کرده و دلداده ات شدم
فردا فدای آن گل یکدانه می شوم
در پایت ای حقیقت جاوید لحظه ها
آتش به جان گرفته و افسانه می شوم
تو شاهد طریقت مهر و محبتی
من خاک راه و ساقی میخانه می شوم
♤♤♤
+ نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۴/۲۵ ساعت 13:38 توسط علی معصومی
|