مهمان ایوان طلایی

زیر سقف مهربانیها هوایی گشت و رفت
محو کفترهای ناز پر حنایی گشت و رفت

آنطرف ترها زلال جرعه ای را سرکشید
سرخوش پیمانه های دلبربایی گشت و رفت

اندکی بالاتر از گلدسته با بال خیال
غرق در آغوش پر مهر رهایی گشت و رفت

نغمه ی نقاره را تا آسمان هورا کشید
گرم امواج صدای بی صدائی گشت و رفت

های های غصه هایش را فروخورد و دمی
فارغ از تشویش هر چون چرائی گشت و رفت

با نگاهی، گوشه ی چشمی، دل شوریده ای
بیقرار از این همه بالا بلایی گشت و رفت

زیر سقف سایبان و ساحت دلدادگی
لحظه ای مهمان ایوان طلایی گشت و رفت
♤♤♤