سِحر نگهت
سِحر نگهت
باش تا مشغله های شب و روزم باشی
جلوه آینه ی رمز و رموزم باشی
بار دیگر به تماشاگه رازم ببری
خرمن شعله ور و رونق سوزم باشی
حال ناکوک مرا مرهم و درمان بشوی
آفتاب سحر و دیده فروزم باشی
عمر کوتاه من و سایه ات ای سرو بلند
باش تا موجب امید هنوزم باشی
بی تو هیچم به خداوندی سحر نگهت
غمزه ای کن که تب و تاب بروزم باشی
♤♤♤
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۷/۰۵ ساعت 13:40 توسط علی معصومی
|