سِحر نگهت

باش تا مشغله های شب و روزم باشی
جلوه آینه ی رمز و رموزم باشی

بار دیگر به تماشاگه رازم ببری
خرمن شعله ور و رونق سوزم باشی

حال ناکوک مرا مرهم و درمان بشوی
آفتاب سحر و دیده فروزم باشی

عمر کوتاه من و سایه ات ای سرو بلند
باش تا موجب امید هنوزم باشی

بی تو هیچم به خداوندی سحر نگهت
غمزه ای کن که تب و تاب بروزم باشی

♤♤♤